تبلیغات
ترنّم انتظار

كد عكس تصادفی

                    ترنّم انتظار

یابن الحسن!
گر بیایی کُشدم شوق نیایی کُشدم غم
من که بایست بمیرم چه بیایی چه نیایی
***
اللهم ارنی الطلعة الرشیدة و الغرة الحمیدة...


 

 

آقا! هر لحظه که می گذرد؛ هزار بغض حسرت در گلوی چشمانم می میرد و دوباره بغض می کنند این چشمانم برای حسرت فردا. فردایی که از پس آن انتظار نباشد و آمده باشی و ... بی قرارم کرده باشی و ...فردایی که پر از شوق دیدن توست و صبر برای دیدنت بی معنی شده باشد...

روزی که بر لوح دلم حرف انتظار تو را حک کردم؛ آنقدر آرام نوشتم که گویی فردا خواهی آمد و مرا دیگر به حکاکی این لوح نیازی نیست. اما...

اما؛ هر روز این حرف را با دعای عهد تو دیگر بار می نویسم. اما...

اما؛ این بار آرامتر، آنقدر آرام که گویی غروب آن روز انتظار به پایان آمده و ...

همۀ نواهای عالم می شود نغمۀ عشق تو یابن الحسن!

امروز و هر روز، این لحظه و هر لحظه... ثانیه ها شتاب گرفته اند انگار. و خود عشق نیز به پابوس قدمهای تو می آید.

وقتی نگاه نافذ تو پر می کند این عالم را؛ نوری بجز پرتو ولای تو بر ما نخواهد تابید...

....

آقا! بیا و در طلوع آمدنت، حسرت ما را غروب کن...

 





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 مهر 1390 توسط فاطمه شیدا


درباره وبلاگ
آرشیو مطالب ترنّم انتظار
آخرین مطالب ترنّم انتظار
نویسندگان
موضوعات
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
لوگوی دوستان

E-Mail Someone!

 

Check Page Rank of your Web site pages instantly:

This page rank checking tool is powered by Page Rank Checker service