تبلیغات
ترنّم انتظار

كد عكس تصادفی

                    ترنّم انتظار

یابن الحسن!
گر بیایی کُشدم شوق نیایی کُشدم غم
من که بایست بمیرم چه بیایی چه نیایی
***
اللهم ارنی الطلعة الرشیدة و الغرة الحمیدة...


 

 

شام ماهی بود. خندید و گفت:«حالا ما این ماهی ها رو می خوریم، یه روزی هم این ماهی ها ما رو می خورن!»

آخرین عملیاتی که رفت، آبی بود.

هر پنج شنبه می رویم لب آب، لب دریا، پیش مهدی.

مامان بعد از شهادت مهدی لب به ماهی نزده.

 

روزگاران 39/2





نوشته شده در تاریخ جمعه 15 مهر 1390 توسط فاطمه شیدا


درباره وبلاگ
آرشیو مطالب ترنّم انتظار
آخرین مطالب ترنّم انتظار
نویسندگان
موضوعات
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
لوگوی دوستان

E-Mail Someone!

 

Check Page Rank of your Web site pages instantly:

This page rank checking tool is powered by Page Rank Checker service