تبلیغات
ترنّم انتظار

كد عكس تصادفی

                    ترنّم انتظار

یابن الحسن!
گر بیایی کُشدم شوق نیایی کُشدم غم
من که بایست بمیرم چه بیایی چه نیایی
***
اللهم ارنی الطلعة الرشیدة و الغرة الحمیدة...


 

یك روز صبح ، عمر خلیفه ى وقت به مسجد رفت تا نماز صبح خود را ادا كند. وقتى خواست داخل محراب رود، دید زنى در محراب خوابیده است به غلام خود یرفى گفت : این زن را بیدار كن : غلام عمر، دید كه جنازه زنى است ، یرفى جلوتر رفت ناگهان وحشت زده برگشت و گفت : در محراب جنازه زنى است بى سر، عمر گفت : برو به دنبال ابو طلحه ، بگو: بیاید اینجا، ابوطلحه امور انتظامى مدینه را اداره مى كرد ابوطلحه جنازه را از محراب خارج كرد سپس متوجه شد جسد زن بى سر، زن نیست بلكه مردى است كه لباس زنانه بر تن دارد، سر آن مرد را در كنج محراب پیدا كردند. عمر نماز صبح را به جماعت خواند، بعد دستور داد جنازه آن مرد را دفن كنند. ابوطلحه نیز در بررسى این قتل بسیار تلاش ‍ كرد ولى به جایى نرسید. 9 ماه از این پیش آمد گذشت اما باز هم یك روز در سپیده دم كه عمر به مسجد آمد بجاى همان جنازه قنداقه كودكى را یافت . عمر به غلامش یرفى دستور داد براى كوك دایه اى بگیرد و حقوقش ‍ را از بیت المال بپردازد ولى در فكر رفته بود كه این كارها چیست ؟ كه در مسجد رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم مى شود. عمر با اصحاب پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم در مورد این قضیه مشورت كرد، ولى بجایى نرسید عمر با ناراحتى گفت : اگر ابوالحسن (علیه السلام ) به من كمك كند من از راهنمایى همه بى نیاز خواهم شد، در این هنگام على (علیه السلام ) از راه رسید، عمر خوشحال شد و به پاى حضرت برخاست و على (علیه السلام ) را به آغوش كشید و گفت : بنشین اى شهر علم ، اى آسمان علم ، اى آفتاب فكر، عمر ماجرا را براى حضرت تعریف كرد و راه چاره را سؤ ال كرد. على (علیه السلام ) دایه كودك را خواست و دستور داد هفته دیگر روز دوشنبه كه عید قربان است كودك را مى آرایى و او را به صحراى پشت مدینه كه گردشگاه عمومى است مى برى سعى كن همه ترا ببیند در آن هنگام زنى خواهد رسید و این بچه را نوازش خواهد كرد همان زن را بگیرید و نزد من بیاورید بعد حضرت به عمر فرمود: میان این جنازه و نوزاد حكایتى است دایه كودك این كار را اجرا كرد. زن دستگیر شد و او را وارد مسجد كردند. عمر در كنار على (علیه السلام ) ایستاده بود و مات و مبهوت ، على (علیه السلام ) لبخندى زد و فرمود: نترس دخترم حرف بزن . اما احتیاط كن كه دروغ نگویى . زن جوانى اندكى نشست آن وقت به شرح ماجرا پرداخت عرض كرد: یا على (علیه السلام ) اسم من جمیله است از طایفه انصارم و تنها دختر عامر بن سعد خزرجى هستم كه در جنگ احد در ركاب رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم به شهادت رسید، مادرم در زمان ابوبكر فوت كرد اما چون ثروتمند بودیم در خانه با عفاف و تقوى بسر مى بردم روز با دختران همسن خود مشغول صحبت بودم كه پیر زنى آمد و با یك یك ما صحبت كرد و از من سراغ مادرم را گرفت . گفتم : مادرم مرده است او گفت : اى كاش من مى توانستم مادر تو باشم . من از فرط تنهایى استقبال كردم پیر زن را به خانه ى خود بردم و برایش غذا بردم ، ولى او اظهار داشت روزه است و مشغول عبادت خداوند شد، تا صبح كه پیش من بود نماز خواند بعد صبح رفت و گفت : من دخترى دارم كه باید به او هم سر بزنم من از او خواهش كردم دخترش ‍ را نیز به منزل ما بیاورد آن پیر زن با حیله گرى مرا فریب داد روز دیگر پیر زن به ظاهر صالح و مؤ من با دخترش به منزل ما آمد و دخترش را در منزل ما گذاشت و گفت : من به مسجد اعظم مى روم پیر زن رفت ناگهان در زیر لباس زنانه مردى مست ظاهر شد او به من تجاوز كرد و چون مست بود، جلوى اتاق خوابش برد من نیز با خنجر خودش او را كشتم و جنازه او را در لاى چادرى پیچیدم و به مسجدش رسانیدم پس از چندى نطفه حرام در رحم من رشد كرد، شبى كه دردم شد در گوشه ى ناشناسى از شهر مدینه این بچه را بدنیا آوردم و او را همانجا كه نعش پدرش را گذاشته بودم ، گذاشتم ، اما چشمم به دنبالش بود عمر مات و مبهوت مانده بود، على (علیه السلام ) فرمود: نترس جمیله تو دختر شجاع و شریفى بوده اى ، چون تو از شرافت و عصمت خود دفاع كردى ، تو را قاتل نمى شود شمرد. عمر گفت : یا على (علیه السلام ) پس خونبهاى مقتول . على (علیه السلام ) فرمود: این مقتول خونبها ندارد. زیرا خونش را به شهوتش فروخته است . عمر خاموش شد و على (علیه السلام ) به جمیله فرمود: آن پیر زن كجاست . جمیله گفت : یابن عم رسول الله به من سه روز مهلت بدهید او را خدمت شما مى آورم هنوز روز دوم به پایان نرسیده بود كه در بیرون شهر مدینه پیر زنى را مردم سنگ سار مى كردند این محكوم به رجم همان پیر زن حیله گر نانجیب بود.

 





نوشته شده در تاریخ شنبه 9 مهر 1390 توسط فاطمه شیدا


درباره وبلاگ
آرشیو مطالب ترنّم انتظار
آخرین مطالب ترنّم انتظار
نویسندگان
موضوعات
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
لوگوی دوستان

E-Mail Someone!

 

Check Page Rank of your Web site pages instantly:

This page rank checking tool is powered by Page Rank Checker service