تبلیغات
ترنّم انتظار

كد عكس تصادفی

                    ترنّم انتظار

یابن الحسن!
گر بیایی کُشدم شوق نیایی کُشدم غم
من که بایست بمیرم چه بیایی چه نیایی
***
اللهم ارنی الطلعة الرشیدة و الغرة الحمیدة...


تکنیک های دشمن شناسی از منظر امام علی علیه السلام

تکنیک های دشمن شناسی از منظر امام علی

سه جریان عمده مخالف حكومت حضرت علی(ع) هر یك به روشی به دشمنی با حضرت پرداختند و برای دستیابی به اهداف خویش توطئه های فراوانی به راه انداختند. از این سه جریان، ناكثین از همه بیشتر در این راه پیش قدم بوده اند. اینها كسانی بودند كه جزء اصحاب پیامبر و از اولین بیعت كنندگان با حضرت امیر(ع) بودند. سمبل این جریان طلحه و زبیر هستند. بررسی این جریان می تواند ما را در شناخت دشمنان داخلی انقلاب اسلامی كه در لباس دوستی تیشه به ریشه انقلاب می زنند، یاری دهد. جریان ناكثین (پیمان شكنان) قصه دردناك خودی های بریده از آرمان ها است. ناكثین داستان عبرت آمیز برگزیدگانی است كه دنیاطلبی، آنان را در مدار نفاق قرارداد و سرانجام به مبارزه با امام(ع) كشاند. این جریان آینه عبرت است. درسی برای تمامی كسانی كه باور دارند دنیا محل امتحان است و ماده امتحانی آن، عشق به خداست.
 

«به خدا سوگند معاویه از من سیاستمدارتر نیست وی نیرنگ می زند اما من اهل مكر و حیله نیستم.»


مهمترین روش ها و تاكتیك های دشمنان اسلام از دیدگاه حضرت علی(ع) عبارتند از:
انجام فعالیتهای سازمانی و تشكیلاتی
فعالیت تشكیلاتی و سازمان یافته، تأثیر مهمی در پیروزی یك جریان دارد. ناكثین با آگاهی از نقش و تأثیر فعالیت سازمانی تلاش كردند تا در قالب یك گروه، حزب و سازمان، متشكل شوند و اهداف خود را به آسانی پیش ببرند.
علی(ع) بیان می دارند، با اینكه اهل باطل در درون خود جهنمی از اختلاف و تفرقه دارند، اما در مقابل حق متحد بوده و در قالب یك تشكل به مقابله با حق می پردازند. علی(ع) در نهج البلاغه آنگاه كه سخن از پیمان شكنان می كند بر روی این نكته تأكید می كند كه اینان گروهی متشكل و سازمان یافته هستند.
دشمنان برای رسیدن به اهداف خود با یكدیگر متحد شده و همكاری می كنند. علی(ع) طلحه و زبیر، یعلی بن امیه و عبدالله بن عامر را مثال می زند و می فرماید:
«با اینكه طلحه و زبیر از شورشیان علیه عثمان بودند هزینه سپاه خود را در جنگ جمل از طریق فرمانداران عثمان تأمین می كردند به طوری كه یعلی بن امیه كه از طرف عثمان در صنعا حكومت می كرد و اموال زیادی اندوخته بود چهار هزار دینار و هفتصد شتر در این راه، در اختیار زبیر قرارداد.»
عبدالله بن عامر نیز كه از فرمانداران عثمان بود همین اندازه بودجه سپاه را تأمین كرد و شتری به نام عسكر در مقابل ششصد درهم در اختیار طلحه قرار داد.
ابن ابی الحدید می نویسد:
وقتی طلحه و زبیر شورش كردند، معاویه در نامه ای به زبیر از وی به عنوان امیرالمؤمنین یاد می كند:
«به نام خداوند رحمان و رحیم، به بنده خدا، زبیر امیر مؤمنان، از معاویه پسر ابوسفیان. درود بر تو، همانا من برای تو از اهل شام بیعت خواستم، آنان پذیرفتند و دسته جمعی اطاعت نمودند. بر شما باد كه بصره و كوفه را در یابید كه فرزند ابوطالب بر شما سبقت كرد. بعد از به دست آوردن این دو شهر، دیگر مشكلی در كار نیست و من بعد از تو با طلحه بیعت نمودم. پس خونخواهی عثمان را اعلام كنید و مردم را نیز به این مطلب دعوت نمایید و باید جدیت فراوان و چابكی برای این كار داشته باشید.»
اینجا است كه علی(ع) از این مجموعه به عنوان حزب شیطان تعبیر می كند و می فرماید:
«الا و ان الشیطان قد جمع حزبه و استجلب خیله و رجله
آگاه باشید شیطان حزب خویش را گرد آورده و سواران و پیادگان لشكر خویش را فراخوانده است.»
بنابراین، علی(ع) به مسلمانان هشدار می دهد كه دشمنان برای رسیدن به مقاصد خویش و سرنگونی حكومت اسلامی، با همدیگر متحد می شوند و در قالب سازمان و یا حزب به مبارزه خود ادامه می دهند.
«و اینان در طلب حقی هستند كه خود آنرا ترك كرده اند و خواهان خونی كه خود آنرا ریخته اند.»
شعارها و بهانه های عامه پسند
یكی از مهم ترین روش های مخالفان، طرح شعارهای عامه پسند است. از این طریق جو جامعه را مخدوش و با خود همراه می كنند و برای مردمی جلوه دادن حركت خود، شعاری مناسب را طرح و با آن جامعه را ملتهب می سازند.
این شعار و بهانه بنابر مقتضیات زمان به شكلی خاص مطرح می شود. درزمان حكومت علی(ع) سوژه پیراهن عثمان برای مخالفان آن حضرت بهانه مناسبی بوده است. عجیب این است كه كسانی كه خود در رأس مخالفان حكومت عثمان بودند حتی شادی خود را از قتل عثمان پنهان نكردند، پیراهن خونین عثمان را علم كردند و به مخالفت با علی(ع) برخاستند.
ابن ابی الحدید می گوید:
طلحه، سخت ترین تحریك كنندگان علیه عثمان بود و بعد از او زبیر در این قسمت از همه بیشتر پافشاری می كرد.
بلاذری از ابی مخنف و دیگران نقل كرده است:
وقتی مردم، عثمان را محاصره كردند، طلحه برای آنكه حلقه محاصره تنگ تر شده و عثمان كشته شود از ارسال آب و نان برای عثمان جلوگیری می كرد. تا آنجا كه علی(ع) از این ماجرا به خشم آمد و برای عثمان آب فرستاد.
حضرت علی(ع) این جریان را چنین تحلیل می كند:
«به خدا سوگند او (طلحه) برای خونخواهی عثمان با عجله دست به كار نشد، جز اینكه می ترسید خون عثمان از خود او مطالبه شود زیرا او متهم به قتل عثمان است و در میان مردم از او حریص تر بر كشتن عثمان یافت نمی شود...»
و در جای دیگری می فرماید:
«... و انهم لیطلبون حقاً هم تركوه و دماء، هم سفكوه...»
«و اینان در طلب حقی هستند كه خود آنرا ترك كرده اند و خواهان خونی كه خود آنرا ریخته اند.»
به هر حال، ناكثین برای ایجاد تردید در مسلمانان و مغالطه كاری، گروهی را به عنوان خونخواه دور خود جمع كردند تا حكومت علی(ع) ساقط شود. علی(ع) شیوه پیمان شكنان را بهانه جویی و سوژه یابی معرفی می فرماید:
بهانه هایی كه می آورند چیزهایی است كه تنها در ظاهر، رنگ و رویی دارد و در باطن هیچ.
رهنمودهای علی(ع) درباره بهانه تراشی های دشمنان، ما را به هوشیاری در برابر دشمنان و بهانه هایی كه آن را دستاویز توطئه های خود قرار می دهند دعوت می كند.
استفاده ابزاری از چهره های مقبول
شخصیت ها و چهره های شناخته شده، همانگونه كه یكی از عوامل مهم پیروزی بوده اند، گاهی بزرگترین عامل انحطاط و باعث انحراف مردم شده اند. دشمنان تلاش می كنند تا با استفاده از این چهره ها، مردم را با خود همراه سازند. ناكثین در راه هدف شوم خود، عایشه همسر پیامبر(ص) را با خود همراه كردند زیرا عقیده داشتند، مسلمانان به خاطر احترام به پیامبر(ص)، همراه عایشه در راه مبارزه با علی(ع) همگام می شوند و این نقشه نیز مؤثر واقع شد.
علی(ع) درباره این روش مبارزه ناكثین چنین می فرماید:
 

«پس اینان شورش كردند، در حالی كه همسر رسول خدا را همچون كنیزی كه برای فروش می برند، به دنبال خود كشاندند در حالی كه همسران خود را در خانه پشت پرده نگه داشتند (تا از نظر بیگانگان دور باشند) و پرده نشین حرم پیامبر را در برابر دیدگان خود و دیگران قرار دادند»


عایشه عالی ترین چهره برای تبلیغات طلحه و زبیر بود. این دو از عنوان ام المؤمنین سوءاستفاده فراوان كردند و از این راه توانستند مردم را در جنگ جمل علیه علی(ع) بسیج كنند. علی(ع) در برخورد با این شیوه دشمن می فرماید: «راه جلوگیری از انحراف این است كه حق را شناخت نه شخصیت افراد را»
این طریق بهترین شیوه برای حفظ انقلاب ها و آرمان ها است و باید مورد توجه ملت ایران نیز قرار گیرد.
ایجاد شبهه
از آنجا كه حق، مطابق با فطرت، و باطل، برخلاف سرشت آدمی است، باطل با وصف بطلانش نمی تواند ظاهر شود. باطل آنگاه می تواند نفوذ كند كه لباس حق بپوشد و این همان چیزی است كه علی(ع) از آن در نهج البلاغه تحت عنوان شبهه یاد می كند. شبهه چیزی است كه شبیه به حق است. علی(ع) می فرماید:

«شبهه را از این رو شبهه نام نهادند كه شباهت به حق دارد اما برای دوستان خدا، نوری كه آنان را در تاریكی های شبهه راهنمایی كند، یقین آن ها است، و راهنمای آن ها، مسیر هدایت است، ولی دشمنان خدا، گمراهی شان آنان را به شبهات دعوت می كند.

حضرت علی(ع) یكی دیگر از روش های دشمنان را ایجاد شبهه در میان مردم می داند و معتقد است برای مردمی كه به حقایق واقف نیستند، بزرگترین خطر، شبهه است، زیرا عامه مردم آنقدر قدرت تجزیه و تحلیل ندارند كه باطل را تشخیص داده و لباس حق را از تن باطل بركنند و دشمنان نیز در پی همین فرصت هستند.
به اعتقاد علی(ع)، دشمنان، باطل را در لباس حق به مردم جلوه می دهند، تا آنجا كه گاه حتی بر نزدیكان هم، حق مشتبه می گردد. كار شبهه، گاه به آنجا می رسد كه حتی «حق ناطق» و «تبلور راستین حق» هم باید تلاش زیادی برای معرفی حق كند تا شبهه داران باور كنند كه لباس حق را بر باطل پوشانیده اند.
هنگامی كه علی(ع) نزدیك بصره رسید، پیمان شكنان كسی را نزد حضرت فرستادند تا حقیقت حال را جویا شود و بدانند با شورشگران (ناكثین) چگونه رفتار خواهد كرد تا شبهه از دلشان زدوده گردد. امام(ع) چگونگی رفتار خویش را به شكلی بیان فرمود كه برای این شخص روشن شد حق با آن حضرت است، در این هنگام كه امام اعتراف او را نسبت به حقانیت خویش یافت از او خواست بیعت كند،اما او پاسخ داد:
من فرستاده گروهی هستم و از پیش خود كاری نمی كنم. امام(ع) فرمود:
- اگر آن ها تو را گسیل می داشتند كه محل ریزش باران را برایشان بیابی و سپس به سوی آن ها باز می گشتی و از مكان سبزه و آب آگاهشان می كردی اگر مخالفت می كردند و به سرزمین های بی آب و علف روی می آوردند تو چه می كردی؟
- آن ها را رها می ساختم و به جایی كه آب و گیاه بود می رفتم.
- پس دستت را دراز كن و بیعت نما.
آن شخص می گوید:
سوگند به خدا به هنگام روشن شدن حق بر من، توانایی امتناع را نیافتم و با آن حضرت بیعت نمودم.
بزرگترین آفت انقلاب اسلامی ایجاد شبهه و شك و تردید در میان مردم است. طرح مسایل بی-اساس در جامعه بویژه در زمینه مسایل اعتقادی و دینی از سوی برخی گروه ها می تواند اعتماد مردم را به انقلاب و نظام سست نماید و در دراز مدت خطر جدی برای نظام مقدس جمهوری اسلامی به حساب آید. مقابله با این ترفند دشمن از ضرور ی ترین وظایف نیروهای مؤمن و انقلابی است و دراین زمینه بایستی توصیه های علی(ع) را جدی گرفته و سرلوحه كارشان قرار دهند.
یكی از شگردهای دشمنان این است كه سعی می كنند پیوسته مردم را در جهل و نادانی نگه دارند و برای مبارزه از این روش بهره ها می گیرند. از دیدگاه علی(ع) طلحه و زبیر با استفاده از جهالت مردم بصره توانستند شورش به پا كنند. امام(ع) دراین باره خطاب به مردم بصره می فرماید:
«سرزمین شما به آب نزدیك است و از آسمان دور، عقل هایتان سبك و افكار شما سفیهانه است، پس هدف خوبی برای تیراندازانید و لقمه چربی برای مفتخواران و صیدی برای صیادان!
افراد جاهل، سریع ابزار و آلت دست زیرك ها قرار می گیرند و سد راه مصالح عالیه اسلامی واقع می شوند. همیشه منافقان بی دین، مقدس نماهای احمق را علیه حكومت اسلامی برمی انگیزانند.
مكر و حیله
علی(ع) مكر و حیله را از اصولی ترین روش های دشمنان اسلام می داند و علت اتخاذ این روش را در دوری آن ها از اخلاق و معنویت عنوان می كند. زیرا سیاست درنظر آن ها عبارت است از مكر و حیله، و از سیاست چیزی جز آن نمی فهمند. شورشگران بصره نیز از راه مكر و حیله وارد صحنه كارزار شدند. اینها از اولین كسانی بودند كه با آن حضرت بیعت كردند و بعداً پیمان خود را شكستند. یكی از آن ها مروان بن حكم بود. وی در جنگ جمل اسیر شده بود و با وساطت امام حسن و امام حسین(ع) آزاد شد. پس حسنین(ع) از امام علی(ع) خواستند كه مروان می خواهد با شما بیعت كند. حضرت بالحنی خشم آلود فرمود:
«مگر او پس از قتل عثمان با من بیعت نكرد. هرگز نیازی به بیعت او ندارم دستش دست یهودی (دست خیانتكار و بی وفا) است، اگر با دستش بیعت كند، با پشت خود به شكستن پیمان اقدام می كند.»
زمانی كه عده ای می گفتند معاویه از علی(ع) سیاستمدارتر است امام در پاسخ آن ها فرمود:
«به خدا سوگند معاویه از من سیاستمدارتر نیست وی نیرنگ می زند اما من اهل مكر و حیله نیستم.»
بنابراین یكی از راهكارهای دشمنان اسلام از دیدگاه علی(ع) استفاده از مكر و حیله است. این مكر و حیله در زمان های مختلف به اشكال متفاوت رخ می نماید.
تبلیغات و جوسازی
یكی دیگر از شگردهای همیشگی اهل باطل، جوسازی و تبلیغات منفی است. دشمنان با ایجاد جریان های انحرافی، افرادی را اسیر خود كرده به دنبال خویش می كشانند. علی(ع) می فرماید:
«ای مردم! در طریق هدایت از كمی افراد وحشت نكنید زیرا مردم در اطراف سفره ای اجتماع كرده اند كه مدت سیری آن كوتاه و گرسنگی آن طولانی است.»
امام(ع) از تبلیغات دشمنان به رعد و برق تعبیر می كند و تأكید می كند كه آنان از طریق سرو صدا هم نمی توانند به نتیجه برسند زیرا باطل محكوم به فنا است و آن ها مرد شعار هستند نه مرد عمل، ولی اهل ایمان اول عمل می كند بعد شعار می دهد.
«قد ارعدوا و ابرقوا و مع هذین الامرین الفشل و لسنا نرعد حتی نوقع ولانسیل حتی نمطر
«بازیگران كارزار جمل، رعد و برق ها به راه انداختند و بالاخره با آن همه هیاهو و خروش، شكست خوردند ولی ما برای تهدید دیگران رعدآسا نمی خروشیم تا شكست دشمن تهدید عملی برای آنان گردد و تا باران سیل آور نبارانیم سیلی به راه نمی اندازیم.
ایجاد اختلاف و تفرقه در صف مسلمین
برنده ترین سلاح دشمن تفرقه و اختلاف است و از این طریق می كوشد وحدت مسلمانان را خدشه دار كند. امیرالمؤمنین(ع) بیشترین تاكید را بر وحدت مسلمانان داشته و معتقدند كه برای استحكام نظام و حركت اجتماعی وحدت و هماهنگی، لازم و تفرقه زیانبخش است.
آن حضرت بیان می دارند كه دشمنان وی از طریق تفرقه در صفوف یارانش توانستند غائله جمل و صفین را به وجود آورند و مردم را به شورش علیه حكومت اسلامی دعوت كنند. آن حضرت درباره دشمنانش می فرماید:
«بر مأموران من و خزانه داران بیت المال مسلمین كه در اختیار من است وارد شدند و در شهری كه همه مردمش در اطاعت و بیعت من هستند قدم گذاردند، وحدت آن ها را برهم زدند و جمعیت آن ها را كه همه با من بودند به شورش واداشتند.
از نظر حضرت علی(ع)، تفرقه، آثاری همچون از یاد بردن اهداف الهی، حضور دشمن دركشور و شكست و نابودی و ذلت مؤمن را به همراه دارد.
وحدت در نزد علی(ع) آن چنان مهم و با ارزش است كه به خاطر حفظ وحدت جامعه اسلامی بیست و پنج سال سكوت را درپیش گرفت.
فرصت طلبی
دشمنان اسلام تا فرصت لازم را به دست آورند به بهانه های مختلف علیه حكومت اسلامی قیام می كنند. در واقع، یكی از ویژگی های دشمنان اسلام فرصت طلبی آن ها است. آن حضرت خاندان ابوسفیان و قاسطین را فرصت طلبانی معرفی می كند كه هیچ گاه قلبا به اسلام گرایش پیدا نكردند و هرگاه فرصتی حاصل می شد، دست به شورش می زدند. مهمترین نشانه این فرصت طلبی برخوردهای نابخردانه آنان با حكومت علی(ع) بود و بر همین اساس بود كه پیامبر(ص) با الهام الهی، باطن معاویه را شناخته و طبق نص صریح اهل سنت بارها او را مورد لعنت و نفرین قرار داده و محشورشان در قیامت بر غیر امت اسلام را برای او پیش بینی كرده است.
بنابراین، از دیدگاه علی(ع) دشمن همیشه در كمین است و تا فرصت به دست آورد، حمله ور می شود.
استفاده ابزاری از مقدسات
یكی از شیوه های دشمنان در طول تاریخ، استفاده ابزاری از مقدسات بوده است. سوءاستفاده از تقدسات، گریزگاه حق گریزی در طول تاریخ بوده است.
استفاده معاویه در جنگ صفین از قرآن برای فریب یاران علی(ع) نمونه ای از این شیوه است. حضرت علی(ع) پس از فتنه تحكیم، در نامه ای به معاویه نوشت:
«ثم انك قد دعوتنی الی حكم القرآن و لقد علمت انك لست من اهل القرآن و لاحكمه ترید»
تو مرا به حكم قرآن دعوت كردی در حالی كه اهل قرآن نیستی و حكم او را نمی خواهی»
از نظر علی(ع) خوارج، گروهی خشكه مقدس و جاهل مقدس مآب بودند و دشمنان نیز با تفسیرهای غلط از دین از این جماعت بهره ها گرفتند و آن ها را علیه علی(ع) شوراندند.

منبع: سایت تبیان





نوشته شده در تاریخ جمعه 18 آذر 1390 توسط فاطمه شیدا


درباره وبلاگ
آرشیو مطالب ترنّم انتظار
آخرین مطالب ترنّم انتظار
نویسندگان
موضوعات
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
لوگوی دوستان

E-Mail Someone!

 

Check Page Rank of your Web site pages instantly:

This page rank checking tool is powered by Page Rank Checker service